|
۩ ۞ ♥ عاشقانه های سلمان ♥ ۞ ۩
بهترین چیز نگاهی است که از حادثه عشق تر است
|
|
|
آغوشتو به غیر من به روی هیچکی وا نکن
قاصدک ! هان ، چه خبر آوردی ؟ نوشته شده در تاریخ 24 اردیبهشت 88 توسط سلمان آسمانی
| نظرات ()
هیشکی نمیتونه بفهمه که دلم از چی گرفته هیشکی نمیتونه بفهمه که صدام از چی گرفته هیشکی نمیمونه تا با من توی راهم همسفرشه آخه می ترسه که با من با دل من دربه در شه هیشکی نمدونه که چشمام چرا همیشه خیس خیسه چرا هیشکی حتی یه نامه واسه من دیگه نمی نویسه هیشکی نمودونه که قلبم تا حالا چند دفعه شکسته هیشکی نمیدونه سر راه اون تا حالا چند دفعه نشسته آخه تو کلبه ی سوت وکور و تاریک قلبم خورشید که جا نمیشه میدونم اگه تا لحظه ی مرگم بگردم دنبالش پیدا نمیشه نوشته شده در تاریخ 18 اردیبهشت 88 توسط سلمان آسمانی
| نظرات ()
5487 زندگی رسم خوشایندی است زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ پرشی دارد اندازه عشقزندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد زندگی سوت قطاری است که در خواب پلی می پیچد زندگی گل به توان ابدیت زندگی ضرب زمین در ضربان دل ما زندگی هندسه ساده و یکسان نفس هاست ... نوشته شده در تاریخ 21 اسفند 87 توسط سلمان آسمانی
| نظرات ()
| |